عماد الدين حسن بن علي الطبري
177
كامل بهائى ( فارسي )
محله نيست كه يكى و دو نباشند از كفلاء يتيم كه هر يكى را مرتبهء زايد بر مرتبهء عثمان است اگر حديث عثمان ثابت شود آن مسلم است . با آنكه جمعى مىگويند عدو الانس فى قوله تعالى : وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ ( انعام 112 ) ابو بكر و عمر و عثماناند . ايشان بودند كه دائما كيد و مكر مىسگاليدند « 1 » با رسول و با هم مىانداختند دفع كار رسول را پس صلاح در آن است كه حديثهاى دروغ كه بر رسول افترا كردهاند ترك كنند . و آنچه مخالف روايت كرد كه رسول گفت : اول من يدخل الجنة ، انا ؛ و الحسن و الحسين « 2 » ، مكذب اين حديث است . و در كتاب منتهى لعبد اللّه بن عبد الاعلى القطان الاصفهانى و مناقب ابو بكر مردوية الاصفهانى و تفسير ابو بكر شيرازى آمد كه رسول روزى با عمر گفت درختى است در بهشت كه شاخهاى آن به جمله بهشت برسد و اصل آن درخت در بهشت من باشد و روز سوم گفت درخت چنين و چنين اصل آن در خانهء على باشد . عمر گفت يا رسول اللّه نه تو گفتى فلان روز كه اصل آن در بهشت من باشد و امروز مىگوئى در خانه على باشد . رسول گفت : يا عمر تو ندانى كه در بهشت خانهء من و خانهء على يكى باشد و قصر و ايوان و غرفهء ما و على يكى باشد « 3 » . و اما آنچه گويند محمد بن حنفيه گفت : قلت لأبي اى الناس خير بعد النبى ؟ قال : ابو بكر ، قلت : ثم من ؟ قال : عمر ، و خشيت ان يقول عثمان . قلت ثم انت ؟ قال : ما انا الارجل من المسلمين « 4 » . گفتم مر پدر خود را كه بهترين مردم كدام است بعد از پيغمبر گفت ابو بكر گفتم بعد از او كه بهتر گفت عمر ترسيدم كه گويد بعد از آن عثمان گفتم پس تو گفت من نيستم مگر مردى از مسلمانان . جواب ، اگر اين راست بود ، چون حسن دامن ابو بكر گرفته از منبر فرو كشيد و اگر اين راست بود ، چون امير المؤمنين از بيعت ابو بكر تقاعد نمود شش ماه چون اين بسر آمد و
--> ( 1 ) - مىسگاليدند : مىانديشيدند . سگاليدن : انديشيدن ، رايزنى كردن . ( 2 ) - بحار الانوار 23 / 235 و فضائل الخمسة 3 / 133 ( 3 ) - مناقب ابن شهر آشوب 3 / 270 ( 4 ) - صحيح بخارى ج 3671 كتاب فضائل اصحاب النبى ( ص ) .